سفرهای نوروزی ،ییلاقات بلوردکان - 1


شبی با خیال (ییلاقات بلوردکان)

قسمت اول

تابستان گرم امسال که کلافگی ناشی از سختی های زندگی در تهران را دو چندان کرده بود مرا واداشت که به فکر گریزهای کوتاه از پایتخت باشم و زمانی هر چند اندک خود و خانواده ام را از هیاهوی برای هیچ این کلان شهر دور کنم .از همین رو صبح جمعه ای مطابق برنامه ریزی قبلی با خانواده خواب را از چشمانم ربودم و شال و کلاه کرده و بار بندیل برماشین نهاده راهی جاده چالوس شدیم تا اندکی کنار رود خروشانش بیاساییم و تنی به آب دهیم و غبار خستگی از تن بزداییم .

در همین خواب و خیال و فکر احوال خود را به نزدیکی های ورودی جاده چالوس رساندیم و از آنچه که دیدیم بر روح و جان خود بیم کردیم . ترافیکی سنگین و ساکن که دستانش را به رسم پیشواز و مهمان نوازی گشوده بود تا در آغوشمان گیرد سخت و هر آنچه که رشته بودیم بیکبار پنبه کرد و تنها کار منطقی این بود که تا دیر نشده سر ماشین را بسوی تهران کج کرده و راه آمده را بازآییم . گویی که کل تهران برای جمعه چون من برنامه ریزی کرده بودند به هزار سختی توانستیم در گذرگاهی دوربزنیم که دور زدنمان با آن همه اتومبیل قفل شده در جاده خود حکایتی داشت مفصل و بقول شاعر : تو خود حدیث کامل بخوان از این مجمل. هر چه بود افتان و خیزان اما آهسته و پیوسته خود را به ابتدای جاده چالوس و از آنجا به بزرگراه تهران کرج رساندیم و رهاندم خودم را از آن همه کلاج و ترمز و دنده عوض کردن های پی درپی. عصبانیتی فرو خفته در خود داشتم که هر لحظه بیم آن می رفت همچو آتش فشانی که منتظر یافتن راهی و یا شکستن گسلی باشد تا بی تابانه سر بر سقف آسمان بساید.به خروش آید اما هنگامی که به چهره ی غمگین همسرم و آرزوهای برباد رفته فرزندانم از برای تفریح وآب بازی دقت کردم دانستم که اکنون می بایست آتش نشان بود نه آتشفشان .

و این شد که با توکلی به خداوند کردم و از هوش نداشته ام مددی جستم دقایقی بعد خود را در ورودی جنگل دست کاشت چیتگر دیدم هر چند آنجا هم داشت کم کم رنگ شلوغی و ترافیک گردش گر بخود می دید به سبب روز جمعه . اما بالاخره آلاچیقی و سایه ای یافتیم تا رخت اقامت بیفکنیم برای لحظاتی کوتاه و بفراغت بگذرانیم ساعتی به دور از مکالمه های تلفنی و حضوری هر روزه باهمسر از اتفاقات روزمره و قبض های گوناگون و شهریه و وام و اجاره و قسط فلان و بدهی بهمان و غیره و ذالک.

تا در بر هم دوستانه بحرف نشینیم که گفته اند

اوقات خوش آن بود که با دوست بسر شد

باقی همه بی حاصلی و بی خبری بود

 ادامه دارد...

رضا رحیمی جلال وند

عزیزان مسافر سفرهای نوروزی، از طریق سایت ویلایت villight.com  با کمترین هزینه و به راحتی ، با رزرو ویلای مناسب خود ،در نوروز 1398 به  شهرهای ساحلی و شمالی کشور زیبامون سفر کنید و از سفرتون لذت ببرید.

                               تجربه سفر تابستانی مسرت بخش با ویلایت

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۲/۱۰ - بازدید : ۲۴۸