سفرهای نوروزی ، ییلاقات بلوردکان - 2


شبی با خیال (ییلاقات بلوردکان)

قسمت دوم

بعد از تلاش و تجربه ای که چندی پیش برای رفتن به جاده چالوس داشتم و البته که نافرجام بود بفکر افتادم تا دوباره شانس سفر را به خارج از استان تهران امتحان کنم ابتدا می بایست وقتی آزاد کنم از میان روزهای کاری، که مجالی به استراحت نمی دادند که گاهی همنشینمان شود.

فردای آن روز برایروز چهارشنبه ی هفته ی آتی از شرکت مرخصی گرفتم تا بتوانمحداقل دو شب را در مسافرت بگذرانم و دقت کردم که تعطیلی میان هفته ای در پس و پیش آن نباشد که دوباره میهمان ترافیک و حواشی آن نشوم.

مرحله ی بعد یافتن مکانی جذاب و البته بکر برای گذراندن تعطیلات بود که مدتی ذهنم را به خود مشغول کرد و بالاخره از میان گزینه های پیش روی که شامل ساحل ، جنگل ، کویر و کوهستان می شدند با مشاوره از همسرم و البته حکم حکومتی ایشان ییلاقات شمال به تصویب نهایی رسید. گام بعدی یافتن ییلاق مناسب بود که بجز داشتن جاذبه های سفر با بودجه ی اندک حقیر هم کمی مهربان باشد به همین دلیل بسیاری از ییلاقات شناخته شده و مشهور به یکباره از لیست انتخابمان فراری گشتند و حذف شدند و دستمان را خالی و تهی گذاشتند ( به سبب اجاره مکان بالا) و تصمیم گرفتم که از دنیای مجازی برای این مهم یاری بطلبم و در سایت های رزرو اقامتگاه به دنبال گزینه ی مناسب گشتم و گشتم و گشتم و دست آخر در وبسایت ویلایت نام ییلاقات بلوردکان توجه ام را معطوف خودش کرد.

تصاویر را که ورق زدم بیشتر جذب آن شدم جنگل های مه آلود و جاده های سرسبز کوهستانی رودخانه ی خروشان و بکری جنگل های آن مرا بیشتر از پیش مجذوب خود کرد و صد البته قیمت پایین آن که عجیب با جیب من همراهی می کرد یک دوخوابه شبی 100 تومان آن هم برای آخر هفته با دسترسی آسان به رستوران و مغازه و سفره خونه و همه در کنار یکدیگر مانند جزیره ای در میان جنگل.

روز موعود صبح خیلی زود از خواب بیدار شدم و تا ساعتی بعد همگی آماده ی حرکت شدیم و با توجه به ساعات آغازین صبح خیلی زود وارد بزرگراه قزوین رشت شدیم و ساعاتی بعد از رشت خود را به املش رساندیم و بعد از گذراندن دو  سه کیلومتر و چندین پیج بیکباره باغ های چای و خانه های پراکنده روستایی تمام گشت و تا چشم می دید زیبایی های جنگلی بود که ما را بسوی خود فرا می خواند هوایی که بوی نم خاک جنگل می داد و جوی های فراوان آب که از هر سو روان بودند و عطر نعناع های وحشی روییده بر کناره ی جوی ها و آوای پرندگان  انگار که لحظاتی توام با سرخوشی و رخوت را در رگ هایم تزریق کرده بود و با دیدن چهره ی راضی همسر عزیزم و شیطنت های گل کرده ی کودکان دلبندم، دانستم که مسیر را از ابتدا درست آمدم.

وقتی به مقصد رسیدیم مجموعه ای که شامل چندین واحد اجاره ای همراه با رستوران کافه سنتی و مغازه و چند خانه روستایی رویت شد که نیمی از آن در دامنه ی کوه و نیمی دیگر در اندک زمینی که مسطح بود و یا اینکه آن را مسطح کرده بودند بنا شده بود و دور تا دور آن با جنگلی انبوه محصور شده بود و البته رودخانه ی کوچکی نیز از میان این مجموعه عبور می کرد و از زیر پلی کوچک که بر روی جاده ساخته شده بود راه خود را در جنگل از سر می گرفت.

پس از اسکان و اندکی استراحت زمانی که دیدم آسمان ییلاق کم کم دارد رنگ می گیرد تصمیم گرفتم کمی اطراف را جستجو نمایم با این فکر کمی از دامنه ی کوه و به مدد یاری جستن از درختان بالا رفتم وصحنه ای رویایی تر از هر آنچه که تا کنون تجربه کردم بر چشمانم نقش بست ، آسمانی دیدم که در آن لشکر سیاهی شب با سپاه سرخ غروب در هم آمیخته بودند و سیاهی می رفت به دنبال سرخی مغلوب شده تا آرام آرام تاریکی شب را بر آسمان حکمفرما کند و جاده ای را پیش رویم می دیدم که در خم کوه گم می شد و تنها رانندگانش نوارهای نازک مه بودند که در مسیر جاده به مدد نسیم در حال تردد بودند چرا که درختان دو طرف جاده دالانی طبیعی ساخته بودند از برای حرکت مه، و نسیمی که از میان برگ های درختان می گذشت ، و صدای آهنگینی را بگوش جاده می رساند انگار که درختان دو طرف جاده برای نوارهای مه ، در مسیر چون تماشاچی دست می زدند و تشویقشان می کردند.

هر چه می دیدم گویی خیال بود و رویا.

رضا رحیمی جلال وند


  عزیزان مسافر سفرهای نوروزی، از طریق سایت ویلایت villight.com  با کمترین هزینه و به راحتی ، با رزرو ویلای مناسب خود ،در نوروز 1398 به  شهرهای ساحلی و شمالی کشور زیبامون سفر کنید و از سفرتون لذت ببرید.

                               تجربه سفر تابستانی مسرت بخش با ویلایت

تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۱۲/۱۹ - بازدید : ۲۶۲